منوی اصلی
مجموعه مطالب مهندسی مواد و متالورژی
رشته مهندسی مواد، عاملی برای پیشرفت کشور عزیزمان ایران
  • امید اشکانی دوشنبه 24 اسفند 1394 09:31 ق.ظ نظرات ()

    بلورنگاری،بلورشناسی یا کریستالوگرافی (به انگلیسی: Crystallography) دانشی است که به قوانین حاکم بر حالت بلورین مواد جامد، آرایش اتمی/مولکولی بلورها، خواص فیزیکی و شیمیایی و ساخت، رشد و شناسایی بلورها می‌پردازد.

    این علم در اول بدست زمین‌شناسان در شناسایی کانی‌ها توسعه یافت سپس شیمیدانان این علم را برای شناسایی مواد بکار گرفتند. پس از آن فیزیکدانان با بکار گیری پراش اشعه ایکس به پیشبرد آن کمک کردند.

    در بیشتر کشورها به ویژه در آلمان، بلورشناسی بخشی از کانی‌شناسی است ولی در کشورهایی مانند انگلستان و ایالات متحده غالبآ به صورت بخشی از فیزیک یا شیمی تدریس می‌شود.

    اکثر کشورها یک کمیتهٔ ملی بلورشناسی دارند که نمایندهٔ اتحادیهٔ بین‌المللی بلورشناسی است. این اتحادیه گاهنامهٔ آکتا کریستالوگرافیکا (یادداشت‌های بلورشناختی) و جدول‌های بین‌المللی بلورشناسی را منتشر می‌کند.


    عیوب یا نقص های بلوری به عدم قرارگیری اتم‌های یک جامد در محل مخصوص خودش گفته می‌شود. عیوب بلوری را می‌توان به شکل زیر طبقه بندی کرد:

    • عیوب داخلی: این عیوب به علت حرارت در بلورهای کامل به وجود می‌آیند.
    • عیوب خارجی: این عیوب توسط افزودن مواد ناخالصی به بلورها به وجود می‌آیند.

    ساختار بلوری به ساختار و جهت گیری اتم ها، یون ها، و یا مولکول‌های داخل بلور جامد یا مایع گفته می‌شود. کاربرد این اصطلاح در علم بلور شناسی و کانی شناسی می‌باشد. ساختار به شدت مرتب بلورها از طبیعت به متقارن اجزاء تشکیل دهنده آن نشات می‌گیرد.

    ساختار بلوری را می‌توان مجموعه‌ای از جعبه‌های کوچک در نظر گرفت که تا بی‌نهایت تکرار می‌شوند. این جعبه‌ها یا اجزاء واحد کوچکترین واحد حجمی می‌باشند که همه اصلاعات ساختار و تقارن برای تشکیل شاختار ماکروسکوپی بلور را در خود دارد.

    الگوهای ساختار بلوری از یک نقطه بلور شروع می‌شوند در سه جهت تکرار می‌شوند. طول لبه سلول منفرد و زاویه لبه آن پارامترهای بلور می‌باشند.

    ساختار بلوری نقش اساسی در بسیار از خواص فیزیکی ایفا می‌کنند. از جمله این نقش‌ها می‌توان به رخ، نوارهای الکترونی، و شفافیت بصری اشاره نمود.

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/55/Cubic.svg/109px-Cubic.svg.png

    مکعبی ساده HC

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a3/Cubic-body-centered.svg/109px-Cubic-body-centered.svg.png
    مکعبی مرکز دار BCC

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/c9/Cubic-face-centered.svg/109px-Cubic-face-centered.svg.png
    مکعبی سطوح مرکز دار FCC


    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f4/Monoclinic.svg/80px-Monoclinic.svg.png

    مونوکیلینیک ساده


    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d6/Orthorhombic-face-centered.svg/80px-Orthorhombic-face-centered.svg.png

    اورتورومبیک سطوح مرکز دار

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/55/Tetragonal-body-centered.svg/108px-Tetragonal-body-centered.svg.png

    تتراگونال مرکز پر


    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/03/Rhombohedral.svg/139px-Rhombohedral.svg.png

    رمبوهدرال

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f6/Hexagonal_lattice.svg/100px-Hexagonal_lattice.svg.png

    شش گوش هگزاگونال


    آخرین ویرایش: دوشنبه 24 اسفند 1394 09:42 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • امید اشکانی شنبه 22 اسفند 1394 02:15 ب.ظ نظرات ()

    مته ابزاری برای سوراخ کردن اشیاء و وسایل است. مته‌ها توسط وسیله‌ای که آنرا سوراخ کننده (دریل) می‌نامند استفاده می‌شوند، بدین شکل که توسط دریل که معمولاً با سرعت می‌چرخد سبب می‌شود که مته بتواند شی مورد نظر را سوراخ کند. اگرچه اکثراً مته‌ها سوراخ‌ها را به شکل دایره (و نهایتاً استوانه) ایجاد می‌کنند ولی انواعی از مته هستند که می‌توانند سوراخ‌هایی به شکل غیر از دایره نیز ایجاد نمایند. برخی بر این باورند که سازندهٔ این دستگاه فردی آمریکایی به‌نام استفن ای. مورس می‌باشد.

    امروزه مته دو لبه در تعداد بسیار زیاد، جهت استفاده برای سوراخ کاری درون فلزات، پلاستیک، و چوب تولید می‌شود. مته توسط شخصی به نام «استیون ای مورس» در شهر «اِست بریج واتر» در ایالت «ماساچوست» در سال ۱۹۶۱ اختراع شد. او گواهی ثبت اختراع خود در آمریکا به شماره ۳۸۱۱۹ را در سال ۱۸۶۳ گرفت. مته‌های اولیه با دو شیار برنده در دو طرف میله ساخته می‌شدند، سپس دو شیار به صورت مارپیچی ساخته شدند. اسم این ابزار از شکل آن گرفته شده است. امروزه معمولاً مته‌ها از گردش میله و حرکت ان از جلو ماشین سنگ زنی و برش شیارها، و یا به روش یرش حلزونی ساخته می‌شوند.

    مته‌ها از آن جمله ابزارهایی است که معمولاً بر حسب دامنه قطری که در سوراخکاری پوشش می‌دهند از۱/۰ تا ۱۰۰میلیمتر ساخته می‌شوند. (۰۰۲۰/۰تا ۹/۳ اینچ). از نظر طولی نیز تا حدود ۱٬۰۰۰ میلیمتر (۳۹اینچ) برای کار با دستگاهای دستی قابل استفاده هستند. از نظر هندسی و تیزی لبه‌های برش بسیار سخت هستند تا بازدهی مناسبی به مته بدهند. استفاده کنند گان اغلب مته‌های کوچک، کند را دور می‌اندازند، و آن را با مته نو نعویض می‌کنند؛ زیرا آنها ارزان و تیز هستند و درست کردن آنها مشکل است. برای مته‌های بزرگ، ابزار تیز کن خاصی وجود دارد. یک ابزار خاص برای تیز کردن یا دوباره تیز کردن محلهای برنده روی مته برای بهینه کردن کار مته برای سوراخکاری در مواد سخت و خاص وجود دارد.

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/4/41/Seri_morce_8mm_long.png

    سازندگان می‌توانند انواع خاص از مته‌ها را بسازند، با تنوع در شکل هندسی و در مواد سازنده، مناسب برای ماشین کاری سخت وبرشکاری فلزات سخت. مته‌های دو لبه مناسب هستند از بین انتخاب‌های گسترده در ابزارهای کار روی مواد. هر چند برای استفاده کنندگان صنعتی برای کار روی فولاد استفاده از مته‌های تند بر مرسوم است.

    اغلب مته‌های دو لبه (که به صورت تک فروشی در ابزار فروشی‌ها) موجود است دارای نوکی با زاویه ۱۱۸ درجه هستند. این زاویه ایی مناسب برای بسیاری از کارها است، و به همین سبب هنگام کار نیروی کاربر باعث منحرف شدن آن درون سوراخ نمی‌شود. زاویه تند تر (تیز تر)، مانند ۹۰درجه، مناسب هستند برای بسیاری از پلاستیکهای نرم و دیگر مواد. به طور کلی مته باید خود شروع کننده و برش دهنده بسیار سریعی باشد. زاویه کند، مانند ۱۵۰ درجه، مناسب برای سوراخکاری فلزات و دیگر مواد سخت است. این نوع مته نیاز به یک نقطه شروع کار دارند. اما نباید حرکت نابهنگام و غیر مناسبی در حال کار داشته باشند.

    مته‌هایی که زاویه نوک ندارند قابل استفاده برای محلهای که بن‌بست، سوراخهی ته ساف هستند. اینها مته‌هایی بسیار حساس در زاویه لبه هستند و حتی تغییر جزعی در سرعت نا مناسب می‌تواند باعث تغییر نتیجه کار و فرسوده شدن زود هنگام مته شود.

    • گردش حلزونی یا نرخ پیچ خوردگی در مته؛ که کنترل مقدار براده برداری در مته را بر عهده دارد. مته با شکل حلزونی تند (زیاد) در ماشین تراش با سرعت پایین با بازخورد کاربردی بالا، هنگامی استفاده می‌شود که؛ براده برداری در حجم زیاد لازم باشد. مته با شکل حلزونی کم در مصارفی کاربرد دارد که برش با سرعت بالا متناوباً استفاده می‌شود، و جاهایی که مواد از خود تمایل به ساییدگی مته یا به طور دیگر مسدود کردن سوراخ را دارند، مانند آلومینیوم و مس.
    • زاویه نقطه‌ای زاویه شکل نوک مته است، که با موادی که مته باید روی آنها کار کند متغیر و تعیین می‌شود. مواد سخت نیاز به زاویه زیادی دارندو مواد نرمتر نیاز به زاویه تند دارند.انتخاب زاویه صحیح برای سختی مواد مختلف احتیاج به کنتر عواملی از قبیل نوع گردش، نوع تصادم، شکل سوراخ، دامنه تحت پوشش و دیگر عوامل دارد.
    • زاویه لبه که مشخص کننده میزان پوشش دادن لبه‌های برش است. یک زاویه بزرگتر به دلیل برش بیشتر به فشار نقطه‌ای که از طرف دریل به مته وارد می‌شود نسبت به مته با زاویه کوچکتر دارای پیشروی بیشتری است. هر دو حالت به دلیل دور پیچی، فرسوده شدن، و دیگر احتمالات باعث خرابی زیاد در ابزار شود. مقدار مناسب لبه مجاز توسط زاویه نقطه‌ای مشخص می‌شود.

    یک زاویه نقطه ایی خیلی حاد دارای بیشترین براده برداری در هنگام کار و در هر زمانی، نیازمند یک زاویه لبه خورنده است که یک مته تخت با خورندگی بسیار بالا و مقاوم بسیار بالا در برابر تغییرات در لبه برش است این نوع مته پشتیبانی بسیار بالایی از لبه‌ها در هنگام برش بر روی سطح در هنگام سوراخکاری دارد. در بیشتر مکان‌ها، فروشندگان برای توضیح در مورد دریل از سایز مته‌های قابل استفاده در آن استفاده می‌کنند. مته‌ها بر اساس اندازه قطر ساخته و در بازار پیدا می‌شوند. در اغلب موارد مصرف‌کننده‌ها از مته‌هایی با راستای مستقیم استفاده می‌کنند. برای کارهای سنگین در صنعت در برخی موارد از مته‌های مخروطی استفاده می‌شود.

    مته‌های سری بلند همان مته‌های معمولی با طول ساق بلند می‌باشند. آنها ابزارهای خیلی خوب برای ایجاد سوراخهای عمیق نیستند. به طوری که برای خارج کردن براده‌ها و گیر نکردن احتمالی مته درون سوراخ باید مکرراً مته را به جلو و عقب حرکت داد. برای ایجاد سوراخهای عمیق مته‌های تفنگی بسیار مناسب هستند.

    در کار روی فلز برای ایجاد یک سوراخ برای شروع سوراخ کاری با مته‌های بزرگتر و همچنین ایجاد یک حالت مخروطی کنگره‌دار در پایان قطعه کار برای جاهایی که لازم است از ماشین تراش استفاده شود به کار می‌رود. در هر کدام از این حالتها از بر حسب کار از یک اسم برای آن استفاده می‌شود. این مته هر یکی ازدو کار سوراخ کاری یا ایجاد حالت مخروطی برای مرکز تراش را انجام می‌دهد. هر چند هدف از ساخت مته‌های متمرکز برای کارهای کوچک است در صورتی که برای کار روی یک شابلن بهترین کار استفاده از مته‌های نقطه‌ای است (توضیحات بیشتر بالا داده شده). با این وجود برای اینکه هر اصطلاح رفت و آمد زیاد و بزرگی با هم در واژه نامه‌های فنی با هم به کار برده می‌شوند فروشندگان مته‌های متمرکز را به عنوان مته دو کاره سراخ کن و پخ زن بشناسند که معنی واضحی برای ساخت آن است.

    بیل مته‌ها اغلب ازدو بخش تشکیل می‌شوند :نوکی که برش می‌دهد و (پلیسه‌ها) را خارج می‌کند و بیشتر از جنس استیل‌هایی ساخته می‌شوند که مخصوص دوران بالا هستند. این نوع مته‌ها دارای مسیرهای خنک‌کننده‌اند که بر روی بدنه آن قرار دارد. زمانی که نوک تراشنده (الماس) مشغول انجام سوراخ کاری است (یعنی می‌تراشد وپلیسه‌ها را بیرون می‌دهد) مته شرایط مساعد جهت یک سوراخکاری مطلوب را دارد. همچنین می‌تواند برای سوراخ کاری پله‌ای مورد استفاده قرار گیرد.
    بیل مته‌ها قادرند سوراخهایی تا عمق ۱۰برابر ضخامت خود را ایجاد کنند. محدوده سوراخکاری این نوع مته‌ها " ۳تا "۳/۴می‌باشد.

    مته قاشقی

    این نوع مته از یک میله شیاردار با نوکی به شکل گودی قاشق و تیغه‌هایی در لبه انتهایی تشکیل می‌شود. نوع معمولی این مته شبیه تیغه مغار است که به یک نوک جزئی منتهی می‌شود. این نوع مته برای سوراخکاری بسیار مفید است چرا که دارای نوک علامت گذاری است و کمک می‌کند تا مته منحرف نشود. این سر مته‌ها در صنعت صندلی سازی برای سوراخکاری نواره‌ها در محل استقرار دسته‌های صندلی استفاده زیادی دارد. پیشینه (تاریخچه) ساخت این نوع مته به زمان فرمانروایی رم باستان باز می‌گردد. نخستین نوع این مته در حفاری‌های باستان شناسان در منطقه VIKING (جنگجوی اسکاندیناوی) یافت شد. نوع پیشرفته این مته از کربن استیل سخت و بدنه فولادی (حرارت دیده و سخت شده- آب دیده) و نهایتاً لبه تیز ساخته شده. مته قاشقی معمولاً با یک نوع پشت بند فشار قوی مورد استفاده قرار می‌گیرد. آنها هرگز در دریلهای برقی کاربرد ندارند. توانایی تنظیم زاویه سوراخ از مهمترین مزیت این مته‌ها به شمار می‌رود. این مزیت در صنعت ساخت صندلی اهمیت مهمی دارد. چرا که که زاویه تمامی سوراخ‌ها از محور دید چشم خارج است. مزیت دیگر این مته نداشتن پیچ راهنما است. در نتیجه سوراخکاری‌ها ظرافت بیشتری در پایه‌ها و شکل زیبا در ساخت صندلی به همراه دارد. هنگامی که مته در حال سوراخ کردن سر تا سر قطعه است (سوراخی که از یک طرف قطعه شروع و به طرف دیگر ختم می‌شود) مته قاشقی مندرج درون سوراخ است. با یک میله نجاری در مسیر عقربه‌های ساعت می‌چرخد تا زمانی که به حد مطلوب برسد. زمانی که سوراخ داخلی درون چوب زده می‌شود تیغه مته‌ها باید در جهت عمودی شروع به چرخش کنند. بعد از اولین دوران ایجاد شده سر مته‌ها شروع به تراشیدن چئب می‌کنند. زاویه قطر داخلی سوراخ می‌تواند به وسیله شیب دادن میله مته تغییر کند و از حالت عمودی اولیه خارج شود. به این طریق حفره‌ها می‌توانند در هر نوع چوب به دقت و خیلی سریع تراشیده و همواره (پلیسه گیری) شوند.
    اصولاً خطوط موازی در این نوع مته قطر داخلی سوراخ‌هایی است که درون قسمت نشیمن صندلی دارای پشت منحنی (Windsor chair) برای نگه داشتن میله‌های پشت سر (یا کمر) استفاده می‌شود. لبه‌های داخلی این نوع مته معمولاً با سنگهای خاصی به نام(slip ston) تیز می‌شوند اما لبه‌های خارجی به هیچ وجه نباید لمس (تیز) شوند.


    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/51/Gimlet_drill_bit.png

    مته قابل تنظیم چوب

    یک مته قابل تنظیم مناسب است برای استفاده دریک دریل کمانی یک مته قابل تنظیم چوب دارای یک مرکزهدایت مته مانند با یک لبهٔ برشی قابل تنظیم سوار شده بالای آن. معمولاً شامل یک نقطه‌ای تیزبرنده دریک سمت آن با یک پیچ تنظیم برای قفل کردن چاقو در محل خوداست. هنگامی که مرکز برش روی مته سوراخ کوچکی را ایجاد کرد و مقداری فرورفت در این هنگام لبه برش بیرونی سوراخ بزرگترراایجاد می‌کند. این نوع مزیت برای یک مته برای ایجاد سوراخ‌های گوناگون است ومی توان یک سوراخ را به اندازه‌های مختلف درآورد حتی بهترازمته‌های باسایز غیراستاندارد. معمولاً برای تنظیم دقیق سایزمته ازیک خط کش یاکولیس استفاده می‌شود. این مته ترکیبی ازدونوع مته مختلف است که طراحی آن برای سرعت پایین وبازده مکانیکی بالا بادریل‌های دستی یاکمانی است (عکس سمت راست) یابرای سرعت بالا وقدرت کم برای دریل‌های قوی است بااین شکل لبه‌های برش در هردو مختلف است ویک نوع چرخش پیچی درهردوبه عنوان راهبرمته استفاده شده است درعین حال روش‌ها وتنظیمات مختلفی برای هریک وجود دارد.

    مته ابزار زدن
    این نوع مته یک مخروط نا هموار با یک مقطع عرضی – عمودی است و وظیفه آن از این قرار است که می‌تواند به تنهایی مورد استفاده جهت سوراخکاری زاویه پهنای حفره قرار گیرد. برخی از مته‌ها مرکز گرا هستند و به شکل خودکار عمل می‌کند. سایز بزرگ این مته دارای لبه ضخیمی است و برای گشاد کردن سوراخها استفاده می‌شود. این نوع مته در دو نوع سایز کسری (اینچ) و متریک (میلیمتر) موجود می‌باشد. این نوع مته بیشتر در ساختمان سازی و لوله کشی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مته می‌تواند سر تا سر محدوده حفره را یک دست سوراخ کند و به سرعت نصب سیستم تأسیسات (لوله کشی) کمک شایان ذکری کند. این نوع مته معمولاً در مواد سخت از قبیل تخته‌های چند لا (ply wood) تخته نئوپان(particle board) لمینت و... استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند جهت سوراخکاری ورق‌های نازک فلز نیز قرار گیرد. اما فلزات باعث کند شدن سریع تر از موعد مته شوند. در این (گشاد کردن سوراخ در فلزات) یک سوهان فلزی گرد کارایی خیلی بیشتر وبهتری دارد. کار دیگر این مته گشاد کردن حفره‌ها است که موجب افزایش سایز پله داخل سوراخ می‌شود. لبه‌های تیغ مته بر آمدگیهای سطح و مسیر را هموار می‌کند اگر چه در سرتاسر شیارها پلیسه‌های کمی بیرون می‌ریزد که می‌تواند سبب ایجاد نا همواری در سطح خارجی سوراخ شود و بیشتر از آن باعث ایجاد انحراف در سرعت بالا می‌شود.
    این مته‌ها در سال ۱۹۷۱میلادی به وسیله Harry c.oakes در نیویورک اختراع شد و در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ گواهینامه U.S.Patent.3758 دریافت کرد و در شرکت تولیدات صنعت یتر سون به تولید انبوه رسید.


    آخرین ویرایش: شنبه 22 اسفند 1394 02:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • امید اشکانی یکشنبه 2 اسفند 1394 12:29 ب.ظ نظرات ()


    معرفی قلع و آلیاژهای آن :

    قلع عنصری فلزی به رنگ سفید ـ نقره ای است که بالای C°2/13 ساختار بلورین تترا گونال و بالاتر ازC° 161 ساختار اورترومبیک دارد . در زیرC°2/13 قلع خالص تبدیل به پودر خاکستری رنگ می شود. قلع به ندرت به صورت غیر ترکیبی در طبیعت یافت می شود. معمولاً در کانیهای کاستریت و استانین یافت می شود.این فلز به عنوان یک عنصر توسط Lavoisier شناسایی شد. 

    این عنصر از مدتها قبل شناخته شده بود. این عنصر به طور عمده در کانی کاسیتریت یا اکسید قلع یافت می شود. از مهمترین منابع قلع در دنیا می توان کشورهای مالاریا، بولیوی، اندونزی، زئیر، تایلند و نیجریه را نام برد. آمریکا از تولید کنندگان قلع در دنیا به شمار نمی آید اگرچه که مقادیری از این عنصر در کالیفرنیا و آلاسکا پیدا شده است. قلع از احیا زغال در کوره های انعکاسی تولید می شود.

    قلع معمولی ترکیبی از 9 ایزوتوپ پایدار است. و 18 عنصر ناپایدار دیگر از این عنصرنیز شناخته شده است. این عنصر دارای خاصیت مفتول پذیر و چکش خوار است و ساختار کریستالی عالی دارد.

     

    این عنصر دارای دو آلوتروپی با فشار نرمال در طبیعت می باشد. قلع آلفا دارای ساختار کوبیک و به رنگ خاکستری که در دمای 13.2 درجه به رنگ سفید تغییر پیدا می کند و قلع بتا که به فرم معمولی فلز قلع بتا گفته می شود. قلع بتا به رنگ سفید است و دارای ساختار مولکولی تتراگونال است که در صورت سرما دادن به این عنصر رنگ عنصر از سفید به خاکستری تغییر پیدا می کند. این تغییرات در نتیجه ناخالصی هایی است که در قلع مثل آلومینیم و روی وجود دارد و می توان با اضافه کردن آنتیموان و بیسموت از این تغییر جلوگیری نمود. تغییر حالت قلع از آلفا به بتا به عنوان قلع آفت زده نامیده می شود.

    آلیاژهای قلع کاربردهای زیادی دارند. از این آلیاژها برای لحیم کاری قلع، فلز چاپ، فلز ذودگداز، آلیاژ پیوتر pewter ترکیب قلع و سرب، مفرغ، فلز یاطاقان، فلز سفید، آلیاژ ریخته گری، فسفر برنزاستفاده می شود. قلع با آب مقطر و آب شیر واکنش نمی دهد ولی با اسیدهای قوی و بازها و نمکهای اسیدها واکنش می دهد. اکسیژن به واکنشهای قلع با دیگر عناصر سرعت می بخشد. وقتی این عنصر گرم می شود در هوا به فرم Sn2 در می آید. که اسید ضعیفی به فرم نمکهای استانات با اکسیدها تولید می کند. از مهمترین ترکیبات این عنصر با ترکیب با کلرید است. نمکهای قلع برای تولید پوششهای رسانای الکتریکی مورد استفاده قرار می گیرد.

     

    همچنین آلیاژ قلع – نیوبیم در درجه حرارتهای پایین فوق رسانا است. این ترکیب برای ساخت رساناهای مغناطیسی و تولید میدانهای مغناطیسی بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین از این ترکیب برای ساخت سیمهای قلع – نیوبیوم با وزن کم و تولید میدانهای مغناطیسی برای باتری ها به کار می رود.

    مقدار کمی قلع در غذا برای انسان بی خطر است. در کشور آمریکا توافق شده است که میزان 300 میلی گرم بر یک کیلوگرم قلع در غذاها به کار رود. بعضی از ترکیبات قلع در آفت کشها کاربرد دارد و در موقع استفاده از آن باید دقت کرد.

    در طی 25 سال گذشته قیمت قلع تغییرهای زیادی کرده است و از 50 سنت درپوند اخیراً به حدود 4 دلار در پوند رسیده است.

    ساختار بلوری عنصر قلع

    اثرات قلع بر روی سلامتی :قلع عمدتا در مواد آلی مختلف وجود دارد. پیوندهای قلع آلی، خطرناک ترین نوع قلع برای انسان محسوب می شوند. علیرغم این خطرات قلع در صنایع مختلفی نظیر صنعت نقاشی و پلاستیک سازی و در کشاورزی به عنوان آفت کش به کار می روند. علیرغم مضرات قلع، کاربردهای قلع آلی هنوز در حال افزایش است.

     

    اثرات قلع آلی متفاوتند. این اثرات بستگی به نوع ماده موجود و جانداری که آن را مورد استفاده قرار داده بستگی دارد. خطرناک ترین نوع قلع آلی برای انسان، تری اتیل قلع می باشد. طول پیوندهای هیدروژن این ماده نسبتا کوتاه است. وقتی پیوندهای هیدروژن در قلع بلندتر باشد، برای سلامت انسان مضر نخواهد بود. انسان از طریق غذا، تنفس و پوست قلع را جذب می کند.

     

    جذب قلع در طولانی مدت اثرات زیر را به همراه دارد:

    -سوزش چشم و پوست

    -سردرد

    -شکم درد

    -بیماری و سرگیجه

    -اختلال در تنفس

    -اختلال در دفع ادرار

     

    اثرات دراز مدت آن عبارتند از:

    -افسردگی

    -آسیب کبد

    -اختلال سیستم ایمنی

    -اختلالات کروموزومی

    -کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون

    -آسیب مغز(خشم، ناهنجاری خواب، فراموشی و سردرد)

     

    اثرات زیست محیطی قلع :قلع به صورت اتمی یا ملکولی خیلی سمی نیست. شکل سمی قلع، قلع آلی است. ترکیات قلع آلی مدت زمانی طولانی در محیط باقی می مانند. این ترکیبات بسیار مقاوم هستند و به راحتی تجزیه نمی شوند. بعضی از میکروارگانیسمها، ترکیبات قلع آلی را تجزیه می کنند و این قاده سالیان متمادی در خاک می ماند. به این علت، غلظت قلع آلی زیاد می شود.

     

    وقتی قلع آلی جذب ذرات گل و لای می شود، در سیستمهای آبی پخش می شود. این قلع، به اکوسیستمهای آبی آسیب زیادی می رساند زیرا برای قارچها، جلبکها و فیتوپلانکتونها بسیارسمی است. فیتوپلانکتون، در اکوسیستمهای آبی عضو بسیار مهمی است و اکسیژن لازم برای جانداران دیگر را تامین می کند. به علاوه در زنجیره غذایی آبیان هم نقش مهمی دارد.

     

    سمیت انواع مختلف قلع آلی، بسیار متفاوت است. تری بوتیلین قلع، برای ماهی ها و قارچها سمی ترین ترکیب است. در حالی که تری فنیل قلع، برای فیتوپلانکتونها مضرتر می باشد. قلع آلی رشد، تولید مثل، سیستمهای آنزیمی و الگوی تغذیه جانداران آبزی را مختل می کند. این ماده عمدتا در لایه بالایی آب وجود دارد.


    آبکاری قلع و آلیاژهای آن Tin and Tin-Alloy plating

     شرکت اشلوتر اولین فرمول قلع براق را در دنیا به ثبت رسانیده است. به طوری که امروزه در بسیاری از کارخانجات آبکاری قلع در دنیا از محصولات این شرکت استفاده می کنند.

    اشلوتر فرایندهای بسیار مدرن برای آبکاری قلع و آلیاژهای آن را توسعه داده است. از جمله می توان به فرایندهای قلع براق ، قلع مات، قلع-سرب، قلع- بیسموت و قلع- نقره اشاره نمود.

     

    فرآیند آبکاری قلع براق    SLOTOTIN 70

    این فرآیند بر پایه اسید سولفوریک بوده که با اعمال آن پوشش براق قلع در آبکاری بصورت بشکه ای(barel) و آویز(rack) ایجاد می گردد . در این فرآیند پوشش براق قلع در دانسیته جریانهای خیلی پایین ایجاد می گردد لذا برای آبکاری قطعات با شکل هندسی پیچیده یک فرآیند ایده آل می باشد.

     

    فرآیند آبکاری قلع مات SAT 30 

    فرآیند آبکاری قلع مات -1  Sat 30 بر پایه اسید سولفوریک بوده که پوششی ریزدانه با توان پرتاب عالی و قدرت لحیم پذیری بالا ایجاد می نماید .

    این فرآیند در آبکاری قطعات الکترونیکی و الکتروتکنیکی کاربرد دارد.

    محدوده کاربرد آن در صنایع PCB محدود می باشد چرا که مقاومت پوشش ایجاد شده توسط فرآیند قلع مات SAT 30-1 باید قبل از بکارگیری آن آزمایش گردد.

     این فرآیند هم در کاربردهای آویز و هم در بارل استفاده می شود. پوشش ایجاد شده در این فرآیند حتی پس از عملیات حرارتی در C ْ 155 به مدت 16 ساعت قدرت لحیم پذیری عالی دارد.

    تشکیل ترکیبات قلع چهار ظرفیتی سبب کاهش کدری رنگ محلول می شود. فرآیند قلع مات   SAT 30-1 فرآیند ساده ای از لحاظ کاربرد و نگهداری می باشد.

    غلظت قلع دو ظرفیتی و اسید سولفوریک باید توسط آنالیز کنترل شده و نیز کمبود افزودنی ها که عمدتاً ناشی از دوریز می باشد باید هر چند وقت یکبار شارژ شود.

    افزودنیهای  مورد استفاده شامل آلکیل فنل اتوکسیلات (ننیل فنل اتوکسیلات) نمی باشد.

    همچنین نیازهای دستور RoHS(محدودیت مواد خطرناک) در ارتباط با محدودیت های سرب، جیوه، کادمیوم ، کرم شش ظرفیتی، پلی برومینات بی فنیل و پلی برومینات دی فنیل اتر بررسی می گردد.

     

    فرآیند آبکاری آلیاژ قلع ـ سرب LA

    فرآیندآبکاری آلیاژ قلع ـ سرب مات عمدتاً برای ایجاد پوشش قلع ـ سرب روی بردهای مدارچاپی بکار می رود. البته برای آبکاری سایر قطعات الکترونیکی نیز کاربرد دارد . این حمام بر پایه اسید فلوئوبوریک بوده وپوشش کریستالی خیلی ریز با مقدار حدوداً % 60 قلع در آلیاژ ایجاد میکند که بسته به ترکیب حمام ممکن است تغییر یابد .

     

    فرآیند آبکاری آلیاژ قلع ـ سرب  SLOTOLET K

    فرآیند آبکاری قلع – سرب اشلوتولت K یک الکترولیت اسیدی قوی و بدون فلوراید مخصوصاً برای آبکاری بردهای مدارچاپی و دیگر قطعات الکترونیکی بوده از الکترولیت پوششهایی با ساختار کریستالی خوبی (ریزدانه) بدون تشکیل دندریت بدست می آید.

    مقدار سرب در پوشش آلیاژی بین 95 – 5% متفاوت می باشد. در صنعت PCB پوششهایی با مقدار تقریبی با مقدار 63% قلع ترجیح داده می شود. در فرآیندهای SLOTOLO N با پروسه اشلوتولت K پوششی با مقدار تقریبی قلع 70% ترجیح داده می شود. مقدار قلع برای پوششهای نهایی بین 85-80% می باشد. آلیاژهای مقاوم باید برای کاربردهای دمای بالا استفاده شود.


    کاربرد قلع

    میزان مصرف قلع در لحیم کاری

    قلعی که بیشتر در صنعت الکترونیک بکار می‌رود. دارای حداقل 98/99% قلع، و حداکثر 03/0% بیسموت و 01/0% نقره می‌باشد. افزایش تقاضای کاهش ناخالصی قلع مورد استفاده در صنعت الکترونیک باعث شده است که تقاضا برای قلعی با عیار 99/99% که درصد سرب آن زیر 005/0 باشد زیاد شود.


    مصرف قلع در لحیم کننده‌ها به علت افزایش نیاز صنایع الکترونیک آمریکا و کشورهای خاور دور از اوایل سال 1990 بالا رفت. افزایش مصرف قلع از 53400 تن در سال 1991 به 56900 تن در سال 1992 رسید. با وجود رکورد صنایع الکترونیک ژاپن و اروپا، در سال 1993، رشد مصرف قلع محدود شد.

     

     

    مصرف قلع در لحیم کننده‌ها با توجه به محل مصرف نهایی این لحیم کننده‌ها متغیر است. مصرف لحیم کننده‌ها در بسیاری از موارد رایج کاهش پیدا کرده است. در بخش خودروسازی، بدلیل استفاده از پر کننده‌های پلاستیکی و استفاده از رادیاتورهای آلومینیومی بجای رادیاتورهای مس - برنجی مصرف لحیم کنندهای قلع دار کاهش پیدا کرده است. رادیاتورهای آلومینیومی بدلیل سبکی و سادگی ساخت و کارایی بهتر در صنایع خودروسازی به میزان قابل توجهی جایگزین رادیاتورهای برنجی شده‌اند. در آمریکا، در آینده‌ای نزدیک رادیاتورهای آلومینیومی جایگزین رادیاتورهای برنجی خواهند شد. فورد موتورز و جنرال موتورز تمام تولیدات خود را به رادیاتورهای آلومینیومی مجهز کرده‌اند. بیشتر تولید کنندگان اروپایی و برخی از تولید کنندگان ژاپنی نیز به سمت آلومینیومی کردن رادیاتورهای، خودروهای ساخت خود روی آورده‌اند.


    در مناطقی نظیر ژاپن که هنوز از رادیاتورهای مس - برنج استفاده می‌‌شود، هر گونه رکود در صنایع خودروسازی باعث کاهش شدید مصرف لحیم کننده‌های قلع دار خواهد شد. در اروپا تولید اتومبیل با 14% کاهش در سال 1993 از 63/12 میلیون اتومبیل به 83/10 میلیون دستگاه رسیده است. در نیمه اول سال 1994 تولید خودرو در ژاپن با کاهش سالیانه 11 درصد تا مرز 2/5 میلیون دستگاه کاهش پیدا کرد. این امر بدلیل افزایش ارزش ین و جابجایی خط تولید از ژاپن به کشورهای دیگر بوده است.

    در بخش لوله‌کشی استفاده از لوله‌های سربی و لحیم کننده‌های سرب دار در آمریکا و اروپا ممنوع شده است. در حدود لوله‌های مسی بازار محدودی برای استفاده از لحیم های قلع با 98-95% قلع و 5-2%‌نقره وجود دارد. ولی در عین حال مصرف قلع در قوطی سازی بدلیل استفاده از فولاد زنگ نزن کم شده است.


    روند کاهش مصرف در صنایع خودروسازی، لوله‌سازی و قوطی سازی بیش از روند افزایش مصرف در صنایع الکترونیک بوده است. افزایش تولید تجهیزات و قطعات الکترونیکی برای مقاصد مختلف، تقاضا برای لحیم‌های قلع دار را بالا برده است. با این وصف رشد مصرف قلع در صنایع الکترونیک از رشد تولید قطعات و تجهیزات الکترونیک پائین‌تر بوده است و این بدلیل پیشرفت‌های فنی در ساخت قطعات و بوردهای الکترونیکی با حجم کم و پیشرفت در روش‌های لحیم کاری بوده است که باعث شده است از قلع کمتری در لحیم کاری تجهیزات الکترونیکی استفاده شود. این کاهش مصرف خصوصاً در تکنولوژی نصب سطحی قطعات الکترونیکی بسیار مشهود است.

    عامل اصلی در الگوی مصرف قلع در کشورهای مختلف، افزایش سهم صنایع الکترونیک در مصرف قلع بوده است. مناطق عمده مصرف قلع در این رابطه، آمریکا، کشورهای خاور دور و تا سال 1992 کشور ژاپن بوده است.


    مصرف قلع آمریکا در لحیم کننده‌ها با 13% افزایش در سال 1992 به 18461 تن و با 6% افزایش در سال 1993 به 19461 تن رسیده است که در حدود 41% کل تقاضا برای فلز قلع می‌باشد. مصرف قلع بازیافتی در صنعت لحیم از 34% در سال 1991 به 42% در سال 1993 رسیده است و این در حالی است که مصرف قلع بازیافتی در لحیم کننده دو سوم کل مصرف این نوع قلع می‌باشد.


    کشور ژاپن با تقاضای ماهانه 100 تن قلع خالص بزرگترین بازار مصرف را برای قلع خالص فراهم کرده است. استفاده نهایی این قلع در صنعت الکترونیک می‌باشد. حدود 800 تن قلع خالص در سال تولید داخل بوده و توسط شرکت ذوب و معدنی میتسوئی و شرکت نیپون‌رار متالز تهیه می‌شود. مابقی نیاز ژاپن در این رابطه از شرکت بلژیکی جین گلدشمیت اینترنشنال وارد می‌گردد.

    مصرف قلع ژاپن در لحیم کننده‌ها با یک متوسط افزایش 5 درصدی در سال از 13878 تن در سال 1988 به 15892 تن در سال 1991 رسیده است. بدلیل افزایش ارزش برابری ین در برابر (دلار) و جابجایی کارخانجات صنایع الکترونیک به کشورهای دیگر مصرف قلع لحیم در ژاپن از سالهای 1992 و 1993 به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد.


    کاهش مصرف قلع لحیم در این سالها حدود 17% بوده است. با وجود این انتقال صنایع الکتریکی و الکترونیکی توسط شرکتهای ژاپنی به کشورهایی نظیر مالزی، تایلند،‌تایوان و چین تقاضا برای قلع را در این کشورها بالا برده است. در مالزی به علت رشد صنایع الکترونیک مونتاژ مصرف قلع با یک متوسط افزایش 26 درصدی از 2600 تن در سال 1990 به 5200 تن در سال 1993 تن رسیده است و بین سالهای 1988 تا 1993 مصرف قلع در لحیم کننده‌ها با یک متوسط افزایش 13 درصدی از 1122 تن به 2600 تن رسیده است. لحیم کننده‌ها خود حدود 65 تا 70% مصرف قلع در مالزی به خود اختصاص می‌دهند و بخش الکترونیک مالزی نیز 80% مصرف لحیم کننده‌ها را به خود اختصاص داده است. به طور مشابه در کشور تایلند نیز بدلیل تولید بالای صنایع خودروسازی و انتقال کارخانجات ژاپنی به این کشور و کشورهای دیگری نظیر تایوان و کره جنوبی، مصرف قلع تایلند با متوسط افزایش 24 درصد از 542 تن در سال 1989 به 1300 تن در سال 1993 تن رسیده است.


    در کشورهای صنعتی در آینده‌ای نزدیک استفاده از لحیم کننده‌های سرب دار ممنوع خواهد شد این امر به طور بارزی باعث افزایش تقاضای قلع در این کشورها خواهد شد. بررسی انجام شده توسط ITRI و الگوهای مصرف صنعتی نشان می دهد که مناسب ترین جایگزین برای آلیاژ‌های قلع – سرب (63% قلع – 37% سرب)، آلیاژهای با 90 درصد قلع می‌باشد. با توجه به میزان تولید لحیم کننده‌ها و بدون در نظر گرفتن رشد صنایع الکترونیک در صورتی که آلیاژ‌های قلع – سرب با آلیاژهای با 90 درصد قلع جایگزین شوند در آن صورت نیاز به قلع به میزان 15000 تا 20000 تن در سال زیاد خواهد شد.

    در بلند مدت کشورهای آسیای جنوب شرقی پتانسیل خوبی برای افزایش مصرف قلع در صنایع الکترونیک هستند. یکی از شاخصهای بررسی پتانسیل رشد صنایع الکترونیک مقایسه مالکیت سرانه تلفن در نواحی مختلف جهان می‌باشد. مالکیت سرانه تلفن در حالی که برای کشورهای استرالیا 428 نفر و سنگاپور 370 نفر در بین 1000 است، برای کشورهای هند فقط 7 نفر، اندونزی 6 نفر و چین 16 نفر می‌باشد. از آنجا که سه کشور اخیر حدود 2 میلیارد نفر از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند بنابراین بازار مصرف خوبی برای تجهیزات و قطعات الکترونیک می‌باشند.


    •آلیاژهای زودگداز

    آلیاژهای زودگداز آلیاژهای هستند که نقطه ذوب آنها بین 20 تا 170 درجه سانتیگراد می‌باشد. این آلیاژها بر پایه سیستمهای آلیاژهای یوتکتیک بوده و از فلزات با نقطه ذوب پائین مانند بیسموت، قلع، سرب، کادمیم، گالیم و در برخی موارد در مورد آلیاژهای خاصی از جیوه ساخته می‌شوند. آلیاژهای یوتکتیک آلیاژهای هستند که نقاط ذوب و انجماد یکسانی دارند.


    فلز قلع به دلیل داشتن خواص چکش خواری خوب، نقطه ذوب پائین، سبک بودن، روان شدگی بالا در حالت ذوب و پائین بودن سرباره آن، در ساخت آلیاژهای زودگداز به کار می‌رود.

    آلیاژهای زودگداز از نظر نقطه ذوب به سه دسته زیر Cº70، Cº ْ103-70 و Cº17-103 تقسیم می‌شوند. آلیاژهای با نقطه ذوب بالا دارای قلع بیشتری بوده و مقدار آن تا 67% قلع می‌رسد.

    این آلیاژها از سیستمهای دوتایی یا سه تایی قلع، بیسموت، کادمیم و یا سرب ساخته می‌شوند. هر چه نقطه ذوب آلیاژ پائین‌تر باشد قلع آن کمتر و تعداد فلزات تشکیل دهنده آن بیشتر است.


    آلیاژهای زودگداز براق بوده و سطح آن ها تیره نمی‌گردد و در اثر ذوب شدن‌های مکرر ساختار آن تغییر نکرده و هدر روی آن بسیار پائین می‌باشد. این آلیاژها تحت تأثیر تنش‌های ناگهانی شکننده بوده اما با اعمال تنش‌های آرام و تدریجی خاصیت چکش خواری از خود نشان می‌دهند. جدول 17 ترکیب آلیاژهای زودگداز صنعتی را نشان می‌دهد.

     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 2 اسفند 1394 12:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • امید اشکانی جمعه 16 بهمن 1394 10:27 ق.ظ نظرات ()

    عناصر گروه دوم جدول تناوبی که به فلزات قلیایی خاکی معروفند در لایه ظرفیت الکترونی ، دارای آرایش nS2 هستند. آخرین عنصر این گروه یعنی رادیوم ، رادیواکتیو است. این فلزات سطحی درخشان و رنگ نقره‌ای سفید دارند. دارای واکنش‌پذیری بالایی هستند. اما واکنش‌پذیری این گروه به اندازه فلزات قلیایی (گروه I) نیست.


    img/daneshnameh_up/5/52/sanidine.jpg

    استخراج

    فلزات قلیایی خاکی در پوسته زمین یافت می‌شوند. اما نه بصورت فلز آزاد بلکه بعلت فعالیت بالا بصورت ترکیب در کانی‌ها و سنگهای مختلف. کلسیم ، پنجمین عنصر فراوان در پوسته زمین و منیزیم هشتمین عنصر فراوان در پوسته زمین است. کانی‌های مهم منیزیم عبارتند از: کارنیت ، منیزیت و دولومیت. منیزیم از آب دریا هم استخراج می‌شود. با افزودن هیدروکسید کلسیم به آب دریا هیدروکسید منیزیم کم محلول بصورت رسوب ته‌نشین می‌شود. این رسوب بعد از تبدیل به کلرید منیزیم در سلول الکتروشیمیایی داونز الکترولیز می‌شود تا منیزیم فلزی بدست آید. منابع عمده کلسیم ، کالک ، سنگ آهک ، ژیپس ( سنگ گچ ) بی‌آب است.

    خواص فیزیکی

    این فلزات سخت‌تر و چگال‌تر از فلزات گروه اول هستند. دمای ذوب بالایی دارند. این خواص آنها تا حد زیادی ناشی از وجود دو الکترون در لایه ظرفیت است که پیوندهای قوی‌تری از فلزات گروه I ایجاد می‌کنند. منیزیم ، کلسیم ، استرانسشیم و باریم از این گروه در اثر حرارت در شعله ایجاد رنگ می‌کنند.


    • منیزیم: سفید درخشان

    • کلسیم: قرمز آجری

    • استرانسیم: قرمز خونی

    • باریم: سبز

    شعاع اتمی و یونی بطور یکنواخت از بالا به پایین افزایش می‌یابد. شعاع یونی خیلی کوچکتر از شعاع اتمی است و این بعلت وجود دو الکترون در لایه S است که با از دست دادن آنها و ایجاد کاتیون M+2 بار مؤثر هسته بر الکترون‌های تراز کامل بیشتر شده و این باعث کاهش اندازه یون می‌شود.

    img/daneshnameh_up/0/0e/calsium-s.gif

    خواص شیمیایی

    از بالا به پایین این فلزات ، الکتروپزیتیوتر می‌شوند. واکنش با اکسیژن و کلر شدید است. تمام فلزات بجز بریلیم در دمای اتاق در معرض هوا اکسید شده و رنگشان تیره می‌شود. بریلیم بعلت واکنش‌پذیری بالا در زیر نفت نگهداری می‌شود. همه فلزات این گروه بجز بریلیم آب و اسیدهای ضعیف را به هیدروژن کاهش می‌دهند.



    منیزیم بکندی با آب واکنش می‌دهد مگر اینکه آب داغ باشد. ولی کلسیم بشدت در دمای اتاق با آب واکنش داده و سوسپانسیون ابری سفیدی از هیدروکسید کلسیم تولید می‌کند. کلسیم ، استرانسیم و باریم در اثر حرارت با هیدروژن ترکیب شده و آنرا به فرم هیدرید احیاء می‌کند.



    فلزات این گروه در اثر گرم شدن عامل احیاء کننده قوی برای احیاء نیتروژن به فرم نیترید هستند . منیزیم در CO2 سوخته و آنرا به کربن احیاء می‌کند. یعنی آتش منیزیم با CO2 خاموش نمی‌شود.

    اکسید

    اکسید این فلزات به فرمول عمومی MO بوده و یک اکسید بازی است و از حرارت کربنات یا هیدروکسید این فلزات با آزاد کردن CO2 تولید می‌شود. اکسید این فلزات انرژی شبکه و دمای ذوب بالایی دارند. بجز بریلیم بقیه دارای فرم پراکسید MO2 هم هستند، چون کاتیون Be+2 برای ایجاد پراکسید بسیار کوچک است.

    اکسیدهای کلسیم ، استرانسیم ، باریم با آب واکنش داده و هیدرو اکسید تولید می‌کنند. هیدروکسید کلسیم که به آب آهک معروف است، بطور نسبی در آب محلول بوده و یک محلول بازی متوسط می‌دهد که برای شناسایی گاز CO2 بکار می‌رود.

    هالید

    هالیدهای این گروه از فلزات به فرم هیدراته یافت می‌شوند. بجز کلرید بریلیم ، همگی ترکیب یونی هستند. کلرید کلسیم بی‌آب میل شدیدی به جذب آب دارد و بعنوان خشک کننده استفاده می‌شود.

    حالت اکسیداسیون

    فلزات قلیایی خاکی در تمام ترکیباتی که تشکیل می‌دهند حالت اکسیداسیون +2 دارند. بجز چند استثنا همه ترکیبات آنها یونی است. این فلزات دو الکترون در لایه آخر دارند که از دست دادن آنها نسبتا آسان است. اما برداشتن الکترون سوم بسیار مشکل است و به انرژی بالایی نیاز دارد، زیرا تحت جاذبه شدید هسته بوده و از لایه هشت تایی کامل برداشته می‌شود. بنابراین کاتیون این فلزات به فرم M+2 است.

    اطلاعات صنعتی

    از میان فلزات این گروه فقط منیزیم بطور گسترده تولید می‌شود.از این فلز ، بدلیل داشتن شعله سفید و درخشان در ترکیب منومرها ، فشفشه‌ها و گلوله‌های نورانی ردیاب و بمب‌های آتشزا استفاده می‌شود. منیزیم با آلومینیوم آلیاژی با دانسیته پایین و دوام بالا ایجاد می‌کند که در صنایع هواپیماسازی کاربرد دارد. اکسید منیزیم بدلیل دمای ذوب بالا در بدنه کوره‌ها استفاده می‌شود.

    منبع : دانشنامه رشد . ( در ذکر مطالب خود در سایت ها همواره منبع خود را ذکر کنید چرا که کاری است بسیار پسندیده.)

    آخرین ویرایش: جمعه 16 بهمن 1394 10:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic